دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 12166
تعداد نوشته ها : 7
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد ، گمان کردم تویی

ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد ، گمان کردم تویی

ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد ، گمان کردم تویی

سایه ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد ، گمان کردم تویی

باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد ، گمان کردم تویی

چون گلی در باغ ، پیراهن دریدم در غمت
غنچه ای سر در گریبان شد ، گمان کردم تویی

کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد ، گمان کردم تویی
سروده ای از فاضل نظری ...تقدی


دسته ها : شعر
يکشنبه سیزدهم 4 1389
X